خانه      آرشیو      خبرنامه      درباره ما      ارتباط با ما      RSS 
    اخبـــار      کوردی      گفتار و مقاله      گفتگو      گزارش 
 
کردستان امروز

 
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 نقدی بر فرهنگ فارسی- كردی ماجد مردوخ روحانی. سیداسماعیل حسینی
.
این روزها بر حسب اتفاق گذارم به یكی از كتابفروشی های سطح شهر سنندج افتاد. در آنجا فرهنگ سه جلدی فارسی- كردی دانشگاه كردستان نظرم را جلب كرد. اصولا فرهنگ فارسی- كردی چندان مطلوب وهدفمند نیست؛ مگر اینكه فرهنگ نوین یا فرهنگ اصطلاحات روز باشد. به هر حال در تدوین فرهنگ مذكور- كه در نخستین نگاه مقداری عجیب وغریب به نظر می رسد- افراد زیادی دست اندر كار بوده اند كه اغلب آنان القاب و عناوینی برای خود یدك می كشند؛ گو اینكه دست به شاهكار بزرگی زده و اثری آفریده اند كه در نوع خود بی نظیر است.
قبل از پرداختن به اصل مطلب یادآور می شود كه هركس بر حسب توان و بضاعت علمی خود می تواند در هر موضوعی كتاب تالیف كند و كسی بر وی خرده نمی گیرد اما نوبت كه به فرهنگ نویسی می رسد این شعر شاعر مصداق پیدا می كند كه:‌
كار هر بز نیست خرمن كوفتن
گاو نر می خواهد و مرد كهن
و یا زیباتر بگوییم:»كار هر موری نباشد با سلیمان گفتگوی« كه البته در امثال و حكم مناقشه نیست. بزرگان ما گفته اند: فرهنگ نویسی باید مبتنی بر شرایط ذیل باشد و مولف آن شرایط را دارا باشد: 1- زبان شناسی تخصصی. 2- شناخت حقیقی و مجازی معنی واژگان. 3- شناخت كاربرد عامیانه كلمات. 4- تطبیق واژگان با كاربردهای روزمره آنها و ذكر شواهد. زیرا مردم، كتب فرهنگ لغات را مرجع می دانند و از آن نقل قول می كنند. بگذریم، در همان كتابفروشی به طور اتفاقی یكی از مجلدات فرهنگ فارسی- كردی را گشودم كه ناگهان واژه ی »جمهور« و »جمهوری« در برابر دیدگانم ظاهر شد.
جمهوری را واژه ی عربی و جمع آن را جماهیر نوشته بودند كه من بلافاصله دریافتم دست اندركاران تدوین این لغت نامه متاسفانه دقت لازم به خرج نداده و با نگاهی سطحی به این موضوع نگریسته اند. این درست است كه هر فرد ممكن است در نخسین نگاه واژه»جمهور« را عربی بداند اما واقعیت این است كه این واژه و نیز واژه ی »جمهوری« در اصل عربی نیستند بلكه تعریب شده اند . علاوه بر این، كلمه جمهور یك واژه مفرد نیست بلكه مركب از دو كلمه می باشد.
زبان شناسان معتقدند كلمه»جمهور« از دو واژه ی »جم« و »هور« تشكیل یافته است. جم:‌به معنی گروه، دسته،‌گروهی كه در یك مكان اجتماع كرده اند، قسمت اعظم هر چیز، و .... كه در زبان كردی از آن به »كۆڕ« و »جثات« تعبیر می شود. هور : به معنی ریز و كوچك كه در كل معنی مجلس كوچك را می دهد. تاریخ نگاران می نویسند: در ایران باستان وتا عصر ساسانیان دو نوع مجلس وجود داشت: یكی محفل اعیان و اشراف كه به آن مجلس بالا می گفتند. دیگری مجلس طبقات پایین و یا نمایندگان مردم كه به آن مجلس كوچك یا جمهوری می گفتند.
در راس مجلس اعیان»كسری« قرار داشت و در راس مجلس پایین یا كوچك تر »بزرگمهر« كه بعدها در زبان عرب به »بوذرجمهر« تغییر یافت.
بزرگمهر: یعنی بزرگ مجلس كوچك. بعدها این واژه تركیبی در زبانهای ایرانی به شكل های گوناگون رسوخ یافت تا سرانجام در زبان كردی به شكل »كۆمار« و »كۆماری« درآمد كه امروزه در همین زبان به همین شیوه مستعمل است.
»كۆ« در زبان كردی همین معنی»جم« را می دهد و »مار« تغییر یافته همان واژه »هور« است كه قبلا توضیح داده شد.
»كۆماری«: نظام سیاسی كه رهبر آن از طریق مردم انتخاب می شود نه از طریق توراث و نظام ولایتعهدی و موروثی.
همین واژه» كۆمار« بعدها در زبان كردی به صورت مجازی برای مجموعه ای از سیاه چادرهای روستاییان و عشایر صحرانشین نیز به كار برده شده و اصطلاح »سه ركۆمار« برای رییس قبیله و عشیره سالها متداول بوده است. اعراب خیلی زود واژه» جمهور« را از دست ما قاپیده و از‌ آن خود كرده اند. بنابراین به كار بردن آن در زبان عربی دلیل بر عربی بودن آن نیست.
اعراب هر واژه ای را كه از زبانهای دیگر گرفته اند بلافاصله برای آن فعل تراشیده اند تا رنگ و بوی عربی به آن بدهند. مانند همین واژه »جمهور« كه آن را به باب رباعی مجرد و مزید برده و برای آن فعل» جَمْهَر« و»تَجَمْهَر« ساخته اند مانند كلمه»زندیق« كه ضمن اعتراف به فارسی بودن آن، از آن فعل ساخته و از آنِ خود كرده اند.
در امثال عربی آمده است:»من تمنطق تزندق« یعنی هركس به فراگیری علم منطق مشغول شود زندیق و بی دین می شود.
با این توضیحات روشن شدكه كلمه »جمهور« فارسی است نه عربی و دست اندركاران تدوین فرهنگ مورد بحث دانشگاه كردستان بایستی آن را به فارسی می نوشتند نه عربی؛ زیرا فرهنگ آنان بر حسب ظاهری فارسی- كردی است نه عربی- كردی...
دیدن واژه ی جمهور و جمهوری در فرهنگ مذكور و نارسا بودن معنی آن، بر حساسیت ام افزود؛ برخود لازم دیدم چند صفحه ی دیگر از آن فرهنگ را ورق بزنم.
در برابر واژگان فارسی وعربی ، معانی آنها را به زبان كردی نوشته اند كه انسان با خواندن آن از ته دل خنده اش می گیرد. برای مثال واژه ی »اباطیل«‌را به زبان كردی این گونه معنی كرده اند: هه ڵیت و په ڵیت،‌هه له ق مه له ق، هاته ران پاته ران، هه له و شاش، قسه ی هیچ و پووچ.
هركس اندك سوادی داشته باشد، می داند كه اباطیل جمع باطل است كه در مقابل حق قرار می گیرد.
حق را كه معنی كردیم متضاد آن باطل خواهد بود. در فرهنگ نویسی ابتدا باید معنی حقیقی واژگان را یافت سپس سراغ معانی مجازی و عامیانه آن رفت. علاوه بر اینها، باطل تنها در سخن و كلمات خلاصه نمی شود،‌ممكن است یك مكتب و یا یك فكر واندیشه و حركتی باطل باشد. گاهی در پشت باطل یك فكر و اندیشه قوی قرار می گیرد. بنابراین، معنایی كه در این فرهنگ لغات برای كلمه اباطیل یافته اند، از اساس غلط است و با معنی واقعی آن اصلا همخوانی ندارد.
هه ڵیت و په ڵیت: یعنی چرت و پرت و سخن بی معنی
هه له ق و مه له ق: بازی كودكانه،‌الك دولك و آلا كلنگ است
هاته ران پاته ران: به معنی هذیان گفتن از سر بیماری و یا دیوانگی است. بعدمی رسیم به كلمه»‌ابجد«‌در فرهنگ یاد شده كه در مقابل آن به زبان كردی چنین نوشته اند:
ابجد: ئه بجه د، ناوی یه كه مین ده سته ی ئه لف و بێتكه ی ئه بجه د. بریتی له : ا ب ج د، حیساب ئه بجه د،‌حیساب ...
شما خودتان قضاوت كنید فردی هیچ گونه اطلاعی از حساب جمّل و ابجد ندارد،‌جدول حسابی و ترتیب آن را نمی داند و برای اولین بار كلمه »ابجد«‌به گوشش خورده ،اما می خواهد از حساب ابجد چیزی بداند طبعا به این فرهنگ لغت دانشگاه كردستان مراجعه می كند و .... خودتان انصاف بدهید آیا ذره ای از آگاهی و معلومات عایدش می شود؟ آیا از حساب ابجد چیزی یاد می گیرد؟ بدون شك پاسخ منفی است.
در مقابل كلمه ابجد نوشته اند ابجد! این دقیقا عین این است كه در برابر آسمان بنویسند آسمان، در برابر زمین بنویسند زمین و هكذا.... به قول شاعر: از كرامات شیخ ما این است.
»شیره را خورد و گفت شیرین است«
ابجد واژه ای نیست كه بتوان به صورت شرح اسم آن را معنی كرد، باید آن را توضیح داد و جدول اعداد آن را به ترتیب یكان، دهگان، صدگان تا هزار ترسیم كرد،‌كاری كه همه فرهنگ لغت ها اعم از فارسی و عربی و كردی كم و بیش آن را توضیح داده اند.
در فرهنگ مذكور واژگان بسیاری دیدم كه معانی ناصواب برای آن نوشته بودند كه ذكر یكایك آنها در این مقال نمی گنجد. برای مثال واژه »ابتكار«‌»‌ابتكار عمل« كه معنی آنها كاملا اشتباه بود. لذا به مصداق » مشت نمونه خروار است« می توان به صورت استقراء دریافت كه فرهنگ مذكور دارای غلط های فراوان است و دست اندركاران تالیف آن جهل مركب داشته وراه خطا رفته اند. فرهنگ نویسی دقیقا حالت تالیف یك كتاب فقهی دارد كه از سر اجتهاد صورت گرفته باشد. مقلدان بدون چون و چرا از آن تبعیت می كنند واگر خدای ناكرده اشتباه و لغزشی در آن باشد گناهش به گردن فتوا دهنده خواهد بود.
بنابراین فرهنگ نویسی كار كسانی است كه اگر مورد تقدیر و تحسین قرار نگیرند، لااقل سرزنش نشوند. ما بزرگان زیادی داشته ایم كه شایسته ی این مقام بوده اند اما دست به عصا راه رفته و به این میدان قدم ننهاده اند، زیرا راه پر مخاطره است و به قول حافظ:
به كوی عشق منه بی دلیل راه قدم
كه من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد
امیدوارم دست اندركاران تدوین این فرهنگ‌،‌نقد منصفانه حقیر را كه از سر خیرخواهی است با دیده ی انصاف بنگرند ودر چاپ های بعدی درصدد اصلاح نواقص برآیند تا این موجود ناقص الخلقه به همین شیوه به زندگی خود ادامه ندهد. جلوی ضرر را از هر كجا بگیرید منفعت است.
اذعان دارم كسان دیگری نیز دراین مورد تذكراتی داده و موارد اصلاحی را یادآور شده اند كه اگر گوش شنوا و دلی حقیقت جو در میان باشد، -كه ان شاء‌الله خواهد بود. -به قول سعدی:
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخن پند گیر و خواه ملال
منبع: هفته‌نامه سیروان
تاريخ: ۱۳۸۹/۱۰/۲۳

نظر شما
می گن تاریخ هم فارسی و از رخداد می اد.اگر قرار باشه فرهنگ نویس صبر کنه تا ریشه همه واژگان دربیاد و ملیتشون مشخص بشه هیچوقت هیچ فرهنگی نوشته نمیشه. در مورد مثلا واژه ابجد اگر جلوش نوشته ابجد برای اینه که فرهنگ کردی به کردی نیست فارسی به کردی .اول واژه را در کردی می نویسه که چی استعمال می شه بعد در باره کلمه توضیح می ده .در کردی هم به ابجد می گن ابجد همونطور که اگه به زمین هم می گفتند زمین جلوی زمین هم می نوشت زمین و در ادامه توضیح می داد که زمین چی هست خوردنیه پوشیدنیه؟؟ برای حاصل کار بزرگ ادمهایی که شهامت باز کزدن راه را برای دیگران دارند روش استقرا بی انصافانه ترین روشه
نوشته شده توسط باران قلعه در تاریخ ۱۳۹۱/۱۱/۴

اقای حسینی فردی با سواد و کم ادعاست. نقد ایشان بسیار سازنده و به جا بود.
نوشته شده توسط جلیل از بانه در تاریخ ۱۳۹۱/۹/۵

من نقد اقا ی حسینی را مطالعه کردم عالمانه و منصفانه بود تنها اشکالی که داشت فقط نقاط ضعف فرهنگ ر ا نوشته بود. بهتر بود نقاط قوت را نیز را می نوشت.
نوشته شده توسط احمد از سنندج در تاریخ ۱۳۹۱/۹/۵

درود بر اقای حسینی من نقد اقای حسینی را مطالعه کردم کار ایشان بسیار به جا و درست بود و هیچ گونه توهینی در مطالب ایشان دیده نمیشود
نوشته شده توسط کنیشکه کرد در تاریخ ۱۳۹۱/۹/۵

از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب مروم ماند از لطق رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه افاق زد

متاسفانه کسانی که نه سواد کافی برای حرف زدن دارن و نه شعور لازم برای خاموش ماندن دوست دارن حتی اگر فحش هم باشه ولی ازشون اسمی برده بشه! آخر عرصه سیمرغ کی جولانگه توست!

واقعا شرم آوره که آدم در مورد خودش بنویسه: " اقای حسینی خودش انقدر سواد دارد که به دیگران حسودی نبرد" و یا "درسراسر منطقه کردستان فردی داناتر ودلسوز تر برای مردم کرد ازسید اسماعیل حسینی پیدا نمی شود اوچند سال درراددیو کار کرد اما یک کلمه برخلاف منافع مردم کردستان بر زبان نیاورد اوکسی است که همه اورا دوست دارند اما مشکل اقای حسینی این است که فردی است بی ادعا وبسیار دانا که نمیخواهد مانند ماجد روحانی وامثالهم برای خود نوچه جمع کند منسالها است اورا می شناسم فردی است باسواد وکم ادعا اگر با دیده انصاف بنگریمکمتر کسی درکردستان منند او یافت می شود اما افسوس ماملت کرد قدر اندیشمندان خودرا نمی دانیم اوسالها است درسیروان قلم میزند همه مقالا تش عالمانه است"
نوشته شده توسط رهگذر در تاریخ ۱۳۹۱/۷/۱۵

با عرض احترام برای کسانی که نقد آقای حسینی را منصفانه می دانند، باید عرض کنم که این مطلب نقد نیست بلکه فحش است چون آنجه آقای حسینی ندیده است صفحه 895 فرهنگ مذکور است که تمام حساب ابجد را نوشته اند، با این سیاست فقط خود را مهم می کنند. ضمنا همه می دانیم که بسیاری از لغات فارسی ریشه غیر فارسی دارند مانند تلفن و تلویزیون و بسیاری از کلمات عربی، کلمه جمهوری و انقلاب و ... ریشه عربی دارند و ضمنا فرهنگ نمی تواند برای ترشحات ذهنی یک منتقد برای یک موضوع چند صفحه بنویسد. نکته ای در مورد آقای حسینی اینکه چاپ مقالات در جام جم و کار کردن در صدا و سیما و کردپرس برای بدنامی فردی کافی است.
نوشته شده توسط هیوای ژیان در تاریخ ۱۳۹۱/۱/۱۳

من تعجب میکنم دست اندر کاران فرهنگ دانشگاه کردستان اگر ریگی به کفش ندارند واگر خودرا حامی زبان وادبیات کردی می دانند چرا به هیچ انتقاد سازنده ای پاسخ نمی دهند؟ این افرادودر راس انان اقای ماجد مردوخ روحانی شاید بتوانند برای مدتی عده ای افراد بیسواد واحساساتی را دور خود جمع کنند اما کردستان افراد باسواد فراوان داردکه روزی پته اینهارا روی اب خواهند انداخت من بعنوان یک کرد قبول دارم که انتقاد اقای حسینی هرچند عالمانه بود اماادبیات ان تند بود ولی انتقاد اقای احمد احمدیان بسیار عالمانه وسازنده ورهگشابود پس چرا به ان پاسخی ندادند؟ پس معلوم میشود که این افراد باندی عمل می کنند وفقط خودشان را قبول دارند ولا غیر خداوند عاقبت همه را بخیر کند
نوشته شده توسط شوان ازسنندج در تاریخ ۱۳۹۰/۱۲/۱۰

معنی یدک میکشند خیلی واضح است برادر عزیز حق بااقای حسینی است مسئله یک واژه ودو واژه نیست سراسر فرهنگ به معیار فرهنگ نویسی غلط است اگر حرف مرا باور ندارید نقد عالمانه ومنصفانه اقای احمد احمدیان رادرباره این فرهنگ التقاطی بخوانید که چندی پیش دردوشماره روزنامه سیروان چاپ شد
نوشته شده توسط کژوان از سنندج در تاریخ ۱۳۹۰/۱۲/۴

القاب و عناوین یدک میکشند یعنی چه ؟ توان نقد معنای یک لغت از جسارت تالیف یک فرهنگ بسی عافیت طلبانه ترست استاد"
نوشته شده توسط شاهد در تاریخ ۱۳۹۰/۱۲/۳

نقد آقای حسینی علمی بود ولی غیر سازنده. چون خود اقای حسینی می دانند با این شرایطی که ما الان درش هستیم(هیچ کسی نیست که بر روی فرهنگ و زبان کردی سرمایه گذاری مادی و زمانی کند) تنها دلسوزانی مانند کاک ماجد می توانند چنین کاری را هر چند با نقصان هایی انجام دهد. آیا کاری کردن بهتر از حرف زدن تام نیست؟
نوشته شده توسط حسن در تاریخ ۱۳۹۰/۱۱/۱۵

نقد اقای حسینی خوب وعالمانه است اما لحن ان مقداری تند است نباید اینجوری می نوشت بهر حال بهتر بودخود اقای ماجد روحانی ویا هوادارانش بجای اینهمه هتاکی وکلمات زشت نقدی عالمانه برنقد اقای حسینی می نوشتند ودرروزنامه منعکس میکردند تامردم خود قضاوت کنند
نوشته شده توسط شیلان در تاریخ ۱۳۹۰/۱۰/۲۹

من به همه کسانی که ناجوانمردانه به اقای حسینی حمله کرده اند پیشنهاد میکنم نقد ایشان رابار دیگر بخوانند ایشان نه از کاک ماجد اسم برده ونه کسان دیگر فقط فرهنگ رانقد کرده است ثانیا اقای حسینی خودش انقدر سواد دارد که به دیگران حسودی نبردزیرا حسادت نشانه کمبوداست متاسفانه اقای حسینی فردی است کم کاروبی ادعا والا میتوانست هزار بار بهتر ازاین نوع فرهنگها تالیف کند درجواب ان برادر عزیز که اقای حسینی را متهم کرده فرق بین فرهنگ لغت ودائره المعارف را نمی داند باید عرض کنم که دائره المعارف ازعلوم و معارف وتاریخ بحث می کند نه از لغات اقای حسینی خوب فهمیده اما متاسفانه این برادر عزیز سوراخ دعارا گم کرده است به امید اینکه همه مابا دیده انصاف به مسایل نگاه کنیم
نوشته شده توسط سه رکه وت از سنندج در تاریخ ۱۳۹۰/۱۰/۲۵

من به همه نوچه های ماجد روحانی عرض میکنم درسراسر منطقه کردستان فردی داناتر ودلسوز تر برای مردم کرد ازسید اسماعیل حسینی پیدا نمی شود اوچند سال درراددیو کار کرد اما یک کلمه برخلاف منافع مردم کردستان بر زبان نیاورد اوکسی است که همه اورا دوست دارند اما مشکل اقای حسینی این است که فردی است بی ادعا وبسیار دانا که نمیخواهد مانند ماجد روحانی وامثالهم برای خود نوچه جمع کند منسالها است اورا می شناسم فردی است باسواد وکم ادعا اگر با دیده انصاف بنگریمکمتر کسی درکردستان منند او یافت می شود اما افسوس ماملت کرد قدر اندیشمندان خودرا نمی دانیم اوسالها است درسیروان قلم میزند همه مقالا تش عالمانه است بخصوص مقاله اخیرش درمورد مرحوم استاد حمدی
نوشته شده توسط هیوا در تاریخ ۱۳۹۰/۱۰/۲۱

آقای حسینی متاسفم
نوشته شده توسط کرد بی نشان در تاریخ ۱۳۹۰/۹/۱۴

واقعا برای ملت کرد متاسفم که اینگونه به جان هم افتاده اند جناب حسینی واقعا چرا اینگونه غرض ورزانه نوشته اید؟!
نوشته شده توسط اخلاص در تاریخ ۱۳۹۰/۹/۱۰

متاسفانه در زمینه های مختلف زیادی حسادت باعث جهت گیری کارشناس نما هایی میشود که همه ی هنر کارشناسی آنها وابستگی به حکومت است نه علم و سواد. ای آقای حسینی به اصطلاح کارشناس حتی به خود زحمت نداده فرق فرهنگ لغت و دایرت المعارف را بفهمد. در ضمن ممکن است در هر کاری کاستی هایی هم باشد ولی هر کارشناس مستقل و عالمی ارزش بسیار بالای این اثر را تصدیق خواهد کرد.
نوشته شده توسط هیوا در تاریخ ۱۳۹۰/۸/۱۰

باسلام به همه دلسوزان بشر وبعد دلسوزان کرد
ازآقای باسوادتراز کاک ماجد یعنی آقای حسینی
میخواهم دو سئوال بپرسم ؟
1- شما چرا زودتر بفکر زبان وفرهنگ محروم ومظلوم نبودید که بقول خودتان کمسوادان دست به این کار نزنند.
2- اگر کار کاک ماجدخطاست تو باجهت گیری فکر ی وسیاسی خود وآلوده کردن کردن فرهنگ ومذهب با غیر خودی صدها برابر به فرهنگ ومذهب منطقه ای غالب کردستان ازطریق رادیو وتلویزیون ضربه زدی ومیزنی وبله قربان گوی ساستهای تفریس وتشییع شدی (بروزن تعریب)
اگرنمی فهمی بفهم واگر میفهمی خائنی موضعت را اصلاح کن .ونکته آخر اینکه بعضی ازکلمات به مرور زمان انقدر برای عامه عادی میشود که همه معنی آنرا میفهمندوهمه زبانی یا چند زبانی میشوند مثل سماورکه دراصل روسی است یا رادیو که انگلیسی است جمهور وجمهوری هم الان چنین حالتی دارد ومعنی استفاده شده درفرهنگ کاک ماجد بدون اشکال است . دست بوس کاک ماجد عزیز
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۳

باسلام به همه دلسوزان بشر وبعد دلسوزان کرد
ازآقای باسوادتراز کاک ماجد یعنی آقای حسینی
میخواهم دو سئوال بپرسم ؟
1- شما چرا زودتر بفکر زبان وفرهنگ محروم ومظلوم نبودید که بقول خودتان کمسوادان دست به این کار نزنند.
2- اگر کار کاک ماجدخطاست تو باجهت گیری فکر ی وسیاسی خود وآلوده کردن کردن فرهنگ ومذهب با غیر خودی صدها برابر به فرهنگ ومذهب منطقه ای غالب کردستان ازطریق رادیو وتلویزیون ضربه زدی ومیزنی وبله قربان گوی ساستهای تفریس وتشییع شدی (بروزن تعریب)
اگرنمی فهمی بفهم واگر میفهمی خائنی موضعت را اصلاح کن .ونکته آخر اینکه بعضی ازکلمات به مرور زمان انقدر برای عامه عادی میشود که همه معنی آنرا میفهمندوهمه زبانی یا چند زبانی میشوند مثل سماورکه دراصل روسی است یا رادیو که انگلیسی است جمهور وجمهوری هم الان چنین حالتی دارد ومعنی استفاده شده درفرهنگ کاک ماجد بدون اشکال است . دست بوس کاک ماجد عزیز
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۰/۶/۳

دست کاک ماجد درد نکند که با این همه دشمن و کمبود امکانات توانست زبان کردی را از حذف شدن حفظ کند و بگذار یاوه گویان هر چه دلشان می خواهد بگویند کار ایشان را فقط خدا اجر می دهد اگر دیگران دلسوز هستند به جای نشستن کاری کنند منظورم شما هستید اقای حسینی
نوشته شده توسط امیر در تاریخ ۱۳۹۰/۴/۳۱

سلام -ازادبيات كردي لذت ميبرم اما ازكسانيكه خودشون درادبيات كوردي وغيره كوردي تخصص علمي ندارند ومدام نويسنده وشاعر ومنقدوعقل كل ميباشندذهنيت جالبي ندارم 0ماجدروحاني بسي براي ادبيات كردي زحمت كشيدند وپايه هاي علمي ساختند امامنقد بدانندباتوجه به فضاي داوري از حرفاي بد پرهيز كنند اشتباه نوعي مسير براي خلاقيت جديد ميباشد0
نوشته شده توسط روانگه در تاریخ ۱۳۹۰/۴/۳

نمیدانم واقعا کسی توانست این متن اقای حسینی را تا اخر بخواند؟؟؟!!!من که خواندن نظرات دوستان را ترجیح دادم!!!مردی که بیشتر عمرش صرف تملق کرده چه به حرف زدن در مورد فرهنگ اظهار نظر که به جای خود!!!!
نوشته شده توسط زهرا در تاریخ ۱۳۹۰/۳/۳۱

ایا شما این کار را فقط برای مردم کرد میکنید

نوشته شده توسط نام در تاریخ ۱۳۹۰/۳/۳۱

با سلام. من با اینکه انتقاد آقای حسینی را خواندم تعجب کردم که چنین شخصیتی که پیش مردم به حامی زبان و فرهنگ بومی ملت کرد می شناسند، چطور اومده و به جای انتقاد مصلحانه دست به انتقاد شکننده و مغرضانه به کار کاک ماجد و گروهش زده. من خودم گروه کار را می شناسم و با آنها هم کار کردم، با دقت نظر و اهمیتی که به کار می دادند اصاف نیست بگویم حرفهای آقای حسینی انتقاد شایسته است. من در دانشگاه کردستان دانشجو بوده جلسات فرهنگ نویسی طی 5 تا 6 و به صورت اتاق فرهنگ نویسی شنبه تا 5شنبه و کار گروهی و جلسات هم هر هفته 2 روز با 3 تا 4 ساعت بود. گروه از بیکار، دانشجو، استاد (حتی استاد زبان شناس و رییس وقت دانشگاه دکتر کریمی دوستان)، شاعر، نویسنده، و مهمان عراقی و سایر نقاط کردستان ایران در جلسات بودند. گروه با اساتید زبان کردیو فارسی دالنشگاه هولیر هم در تماس بودند اما با الف شوع و تمام شدو آنها مانند کاماجد بدون چشمداشت کار نکردند. همه چیز در مقدمه به تفصیل آمده. جلسات از همه کس دعوت می کرد و طوری نبود که محدودیت داشته باشه آخه بعضی گفته بودند کاماجد اطلاعاتیه، ای خدا کاماجدی که همش سر بودجه فرهنگ داشگاه کردستان با دانشگاه جروبحث داشت و حتی این اواخر هم دیگر کلا اتاقش را در دانشگاه بستند و حتی پیله کردند به دخترش در دانشگاه و خواستند بیرونش کنند. تورو خدا ملت کرد چرا دوست و دشمن خود را نمی شناسد.
انشااله آقای حسینی نظرات و انتقادات خود را شخصا به کاماجد و گروه ویراستاران بدهد.
نوشته شده توسط ایرج از کوماسی مریوان در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۱۴

دست اقاي حسيني درد نكنه.اقاي روحاني بدانند تنها پوشيدن لباس كردي ونام بردن از شخصيت كم نظير ي همچون ماموستا هه ژار ادم را فرهنگ نويس نميكند
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۱۱

امیدوارم هر نقصی هم داشته باشد شروعی باشد برای تالیف کتابهای دیگر به زبان کردی
به امید روزیی که زبان کردی در مدارس کردستان به فر زندان کرد تدریس شود(2اسفند روز زبان مادری پیش ا پیش مبارک)
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۹

با سلام خدمت قلم به دستان عرصه فرهنگ و فرهنگ دوستان عزیز و هم زبانم.
فرانسوی ها می گویند: تعصب یعنی استعفا از تعقل.مطلب آقای حسینی را با دقت و ژرف مطالعه نمودم. در ثانی بنده فرهنگ کردستان را به عنوان کتابی مرجع در فایل کتب مرجع کتابخانه ی شخصی ام قرار داده ام. اما: همه ی ما واقفیم که هیچ کاربشری بدون عیب و نقص نیست و اگر با عینک واقعیت نگری در حد وسع و توان خود به صفحات کتب منتشره در طول تاریخ بنگریم هر کدام خالی از عیب و نقص نبوده و هر کدام کم یا زیاد از عیوب مبرا نیستند. ولی سخن بنده با عزیزانی است که جواب قلم و نوشتن را با موضوعات غیر فرهنگی و دور از منطق بیان می کنند. آقایان ماجد روحانی و سید اسماعیل حسینی دو شخصیت شناخته شده ی کرد هستند که نام آنها در فرهنگ کردستان ماندگار شده و خواهد ماند. آقای روحانی با توجه به توان خود ساعت ها عمر خود را به منظور حفظ فرهنگمان صرف نموده و نهایت دلسوزی را انجام داده اند. بنده به عنوان یک کرد دست هایش را بوسیده و از ایشان سپاسگزارم. و آقای حسینی: سالهای متمادی در رادیو خدمت نموده و کار فرهنگی انجام داده اند ولی خودشان را نباخته و در همه نوشته هایش دلسوزی برای حفظ فرهنگ کرد نمایان است. در این موضوع هم به عنوان فردی دلسوز نکاتی را برای بهبود و اصلاح فرهنگ کردستان بیان داشته اند. بر عزیزان فرهنگ دوست و فرهنگ نویس لازم است که با دید علمی به نکات متذکره نامبرده توجه کرده اگر علمی بوده که لازمه کار آن است که مد نطر بگیرند و اگر هم غیر علمی بود با شیوه ای عالمانه و آگاهانه آقای حسینی را از غیر صحیح بودن موضوع مطلع سازند. نه اینکه کسانی خلط موضوع نموده و آقای حسینی را به نپوشیدن لباس کردی متهم و با استناد به اینکه چون لباس کردی نمی پوشند پس نباید در مورد فرهنگ کرد دلسوزی به خرج دهد. این نوع اظهار نظر فرسنگ ها از علم و منطق دور است. بنده به عنوان یک کرد مجددا از زحمات آن دو عزیز ممنونم و امیدوارم آن دو عزیز دلسوز دست در دست هم داده و با استفاده از اصول علمی و بیان منطقی عزمشان را جدی نموده و از انجام خدمت فرهنگیشان دریغ نفرمایند.
نوشته شده توسط ف.مریوانی در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۶

گذشته از ادبيات بد آقاي حسيني كه دوستان قبلا بهتر توضيح دادند تمام انتقادات بر فرهنگ مذكور وارد است حتي در فرهنگ ميانه نيز كه بعدا به چاپ رسيد همچنان اشكالات غوغا مي كردند
حال فرض كنيد شخصي مثل بنده در كار نويسندگي و ترجمه از اين فرهنگ استفاده مي كنم!
در ضمن باند بازي آقاي مردوخ هم كاملا ملموس است تا جايي كه حتي از پاسخ دادن به چند سوال فني بنده كه در حين نگارش برايم پيش آمده بود خودداري كردند ولي بنده شخصا باز هم از ايشان تقدير مي كنم و به قول كردي (( گۆشتی بخۆم ئێسکێ ناشکێنم)) به نظر من وجود فرهنگ فارسي به كردي دانشگاه كردستان بهتر است از نبود آن
نوشته شده توسط ميلاد در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۴

آقای حسینی انگار زحمت خرید کتاب را به خود نداده و در همان کتابخانه تورقی کرده‌اند. ایشان هم به نیکی می‌دانند هیچ‌کدام از فرهنگ نویسان، ادعای کامل و بی عیب بودن اثر را ندارند.
اگر این فرهنگ لغت نگاشته نمی‌شد، آقای حسینی چه مجالی پیدا می‌کردند تا با خوار کردن اثری، چنین خود را مطرح نمایند؟
جناب حسینی! گر تو بهتر می‌زنی، بستان بزن!
نوشته شده توسط بهروز در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۸

اینجانب اسم خود را نمی نویسم تا ادای فرهیختگی را دربیاورم. بخدا دلم برای مردم شرافتمند کردستان می سوزد.انتقاد بنده این است که فرض بر این است که همه انتقادات اقای حسینی درست ولی چرا با ادبیات بی ادبانه باید سخن گوید؟وقتی در یک جامعه ای یک شخصی که سن و معلومات او بیشتر از اقشار دیگر است چنین سخن گوید جوانان ما که به سن فرزندان اقای حسینی هستند انرا شاید مجوزی برای جسارت به دیگر بزرگان بدانند.اگر اقای حسینی نقاد دلسوزی بود می توانست بسیار راحت مستقیم به خود نویسنده تذکر دهد ونوشته خودش را رسانه ای نکند.اساسا نصیحت در جمع نصیحت شونده را تحقیر می کند و قطعا هم ان را حتی حق باشد نمی پذیرد.فرهنگ نیز فقط کتاب نیست بحث فرهنگی بسیار گسترده است. برای اینجانب سوال است واقعا چرا لباس کردی که بهترین وارزشمندترین لباس و اساسا فرهنگ مردم است امروزه از هزاران نفر مردم یک نفر را با لباس ارزشمند خودشان نمی بینید؟ چرا جوانان ما لباس کهنه خارجی می پوشند ولی لباس ارزشمند خودشانرا عارشان می اید بپوشند؟ چرا سایت سیروان و کردستان امروز در این مورد نمی نویسند؟ و اساسا کسی اقای حسینی را با لباس کردی دیده استکه دم از فرهنگ کرد می زند؟ بخدا قسم غذای کلانه که غذای اباء اجدادی کردستان است به هزاران پیتزا و غذاهای وارداتی فرهنگی از غرب می ارزد وافعا چرا در اقایان نویسندگان و سایتهای کردی این غذای با ارزش و فرهنگی کردستان را تبلیغ نمی کنند؟؟ والله اگر در مدارس ویا حتی دانشگاهها بجای ساندویج که صدها ضرر دارد اگر کلانه به فرزندان مردم به عنوان غذا داده شود هم سالم است و هم ارزان است و هم فرهنگ کرد است؟ چرا در شهر یک کلانه فروشی نیست ولی هزار ساندویج و پیتزا فروشی هست؟ مگر پیتزا غذای فرهنگی ماست؟ اگر خلاف عرض کردم بزنید بر دهان من/ و هزاران سوال در همین موارد
نوشته شده توسط دوست در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۸

ادب چیز خوبی است امثال شما هستید که ابروی کردها را برده اید .ما کرد ها از نظر تمام حقوق مذنی جامعه نوپایی هستیم با حدااقل قذرت مانور فرهنگی و علمی و سیاسی .امیدواریم کم کم ایرادات رفع شود .و شما هم اخلاق و کینه جویی تان را در خصوص هم زبانانتان به کار نبرید
نوشته شده توسط پسر کرد در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۷

نه سیداسماعیل حسینی منتقد است و نه ماجدی فرهنگ نویس است. خودتان را سر کار نگذارید.
نوشته شده توسط رفیق در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۷

استاد ماجد خیلی زحمت کشیده اند اما متاسفانه این ایراد به کارشان وارد است که خیلی باندی عمل می کند و جز داردودسته خودش کسی را قبول ندارد.
نوشته شده توسط کژال در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۷

از یک گوینده کم سواد صداوسیمای مرکز کردستان توقع نمی رود که خیلی مودبانه حرف بزنند.اما از حق نگذریم اقای ماجدی فقط به واسطه چسبیدن به ماموسا هژار به نان و نوا رسید اگر نه خودش چیزی در چنته ندارد.
نوشته شده توسط حسامی در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۷

انصافا ایرادات زیادی به فرهنگ اقای ماجد روحانی وارد است اما متاسفانه غالب افراد ایشان را علامه دهر می دانند . بسیاری از انتقادات حسینی به جاست اما بی ادبی و ادبیات رکیک ایشان پذیرفتنی نیست.
نوشته شده توسط ریبوار در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۷

جەنابی حوسێنی کێ ێە و بەچ مەبەستێک ئەو رەخنەیە بڵاو کردەوەتەوە، بۆ من گریبگ نی‌یە. هەرچی هەیە قسەکانی (تا ڕادەیەکی زۆر) مەنتێقی و کارناسانە و جێگەی قەبووڵن. بەکار هێنانی ئەو شێعرەش پێموا نی‌یە تەوهێنێکی وا گەورە بێت کە ئەو بەرێزە(دوست) وا پێی قەڵسە، حوسێنی خۆی ئیشارەی کردوە کە "در مثل مناقشە نیست"حەتمەن جەنابی "رۆحانی"یش ئەوەندە دەرک و تێگەیشتنیان هەیە کە بزانن ئەو شێعرە تەنیا وەک وەبیر‌ینانەوە بۆ کارێکی قورس و پڕ بایەخ هاتوە.
بەکورتی من بەشێکی بەرچاوی ئیرادەکانی ئەم بابەتە بە فەرهەنگەکە رەوا و بە جێگە دەزانم.
ئێمەی کوردیش دەبێ فیری ئەوە بین گەر کارێک دەکەین، چاو لەوە نەکەین کە لەبەر ئەوە لە کوردەواریدا نی‌یە، سەمبەل کاری بکەین، بەلکە دەبێ رووناکبیری کورد، تەواوی ستانداردەکانی رۆژ کە کارە تەحقیقی‌یەکانیدا رەعایەت بکات
بە حورمەتەوە بۆ بەرێز مەردۆخی، جەنابی حوسێنی و خۆشەویست "دۆست"
خانی
نوشته شده توسط خانی در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۶

اقای حسینی انچه که در مورد نقد کتاب نوشته است شاید درست باشد ولی ادبیات بی ادبانه ایشان در نقد کتاب ان هم به عنوان یک کار فرهنگی هم توهین به خودشان است و هم توهین به مردم کرد. بلاخره انسان می تواند سخنی در انتقاد بگوید واین را همه قبول دارند ولی با بی ادبی نمی توان نقد نمود و با بی ادبی سخن حق نیز به جایی نخواهد رسید اگرچه بنده تخصص حق و ناحق تشخیص دادن مطالب تخصصی را ندارم تا در مورد ان اظهار نظر کنم؟
بسیار برای سیروان و کرد نیوز و هر کسی که این مطالب اقای حسینی را منتشر می کند نیز متاسفم. واقعا تا این اندازه باید انسان تنزل نماید که برای یک نویسنده فرهنگی اگر چه ان را قبول ندارد این مثال را بیاورد؟
كار هر بز نیست خرمن كوفتن
گاو نر می خواهد و مرد كهن

بهتر است اقای حسینی خودش را اصلاح کند و منابع خبری نیز حداقل در کار فرهنگی ادبیات توهین امیز را بکار نبرند
نوشته شده توسط دوست در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۵
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

 
 

  خانه   |    آرشیو   |    خبرنامه   |    درباره ما   |    ارتباط با ما   |    RSS